تبليغاتX
Middle Earth سرزمين ميانه
متعلق است به گروهان: فیلم

سلام به سفارش آقا مسعود گفتن ترجمه اين May It Be رو بزار
خوب اول اينكه اين آهنگ رو شخصي به نام ايزابل بي نخونده و كسي به نام Enya خونددش
اين آهنگ رو ميتونيد از اينجا دانلود كنيد:
دانلود آهنگ May It Be



May it be an evening star
Shines down upon you
May it be when darkness falls
Your heart will be true
You walk a lonely road
Oh! How are you are from home

Mornie utulie (darkness has come)
Believe and you will find your way
Mornie alantie (darkness has fallen)
A promise lives within you now

May it be shadows call
Will fly away
May it be your journey on
To light the day
When the night is overcome
You may rise to find the sun

Mornie utulie (darkness has come)
Believe and you will find your way
Mornie alantie (darkness has fallen)
A promise lives within you now

A promise lives within you now


باشد که ستاره ای شبانگاهی
بر تو نور فشاند
باشد که زماني كه تاريكي فرو آمد
دلت خالصانه باشد
بر جاده بي كسي قدم می گذاري
اه که چقدر از خانه دوری

تاریکی بازگشته
باور بدار که راهت را خواهي يافت
تاریکي فرو آمده
و اکنون امیدی در تو پديدار مي شود

باشد كه سايه ها صدا كنند
بر راه پرواز كني
باشد كه سفري روشن داشته باشي
مانند روشنايي روز
و زماني که شب بسر آید
باشد که به جست و جوي خورشيد برخيزي

تاریکی فرا رسیده
باور بدار که راهت را خواهی یافت
تاریکی فرو آمده
اکنون امیدی در تو پديدار مي شود
اکنون امیدی در تو پديدار مي شود
+ جنگجو : در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 21:50 |
متعلق است به گروهان: داستان

سلام
خوب اون قضيه انجمن منتفي شد قرار شد تو همين وبلاگ بمونيم
راستي چرا اين بلاگفا فايرفاكس رو پشتيباني نميكنه؟

اين ها نوشته هاي روي حلقه هستن

One Ring to rule them all, One Ring to find them,
One Ring to bring them all and in the darkness bind them

Ash nazg durbatulûk, ash nazg gimbatul, ash nazg thrakatulûk, agh burzum-ishi krimpatul.

حلقه ای است از برای حکم راندن,حلقه ای است برای یافتن

حلقه ای است از برای آوردن,و در تاريكي به هم پيوستن


________________

شعر پره گرين تو فيلم در ميناس تيريت ميخونه :
Home is behind
خانه اندر پس است
The world ahead
جهان بر پيش است
And there are many paths to tread
و راه هاي زيادي از براي رفتن است
Through shadow
از ميان سايه ها
To the edge of night
سوي دروازه ي شب
Until the stars are all alight
تا ستارگان نور ميفشانند
Mist and shadow
مه و سايه
Cloud and shade
ابر و سايه
All shall fade
همه محو شوند
All shall... fade
همه محو شوند
________________
شعري كه آراگورن راجع به آندوريل ميخونه:

Behold! Andúril;
بنگر آندوريل را
Flame of the West
شعله ي غرب
The blade that was broken,
شمشيري كه شكسته بود
Has been remade!
دگرباره ساخته شد
Elo! Andúril;
Lach en Annûn
I chathol asgannen
Ad echannen

________________
شعري كه هالدير تو لورين ميخونه:
(Quenya)

Ar sindarnoriello caita mornie,
Ar ilye tier undulave lumbule...

(English)

Out of a grey country darkness lies
آنسوي سرزمين خاكستري تاريكي آرميده
And all paths are drowned deep in shadow...
و همه ي گذرگاه ها در حال غرق شدن در اعماق سايه اند

________________
ستيزه ي شعري سائورون و فلاگوند كه در سرود لي تين آمده
He chanted a song of wizardry,
ترانه اي خواند ساحرانه،
Of piercing, opening, of treachery,
از شكافتن و گشودن و خيانت،
Revealing, uncovering, betraying.
آشكار ساختن و پرده برگرفتن و بي وفايي
Then sudden Felagund there swaying,
پس ناگاه فلاگوند افتان
Sang in a song of staying,
در پاسخ ترانه اي از ايستادن
Resisting, battling against power,
پايداري،نبرد با قدرت
Of secrets kept, strength like a tower,
از نگاه داشتن اسرار،استقامت چون برج
And trust unbroken, freedom, escape;
و از اعتماد كه سلب شدني نيست،آزادي،گريختن;
Of changing and shifting shape,
از صورتي كه دگرگون و بدل مي شود
Of snares eluded, broken traps,
از دام هايي كه مي توان گريخت،كمند بريده
The prison opening, the chain that snaps.
زندان گشوده،زنجير گسسته.
Backwards and forwards swayed their song.
ترانشان در نوسان بود به پيش و به پس
Reeling foundering, as ever more strong
چرخان و لنگان،چون هميشه نيرومند
The chanting swelled, Felagund fought,
سرود بالا گرفت،فلاگوند به پيكار برآمد
And all the magic and might he brought
Of Elvenesse into his words.
و جمله ي سحر و نيروي الف ها را در كلام آورد
Softly in the gloom they heard the birds
نرمآواز پرندگان را در تاريكي شنيدند
Singing afar in Nargothrond,
كه آن دور در نارگوتروند مي خواندند
The sighting of the Sea beyond,
آه درياي فراسو
Beyond the western world, on sand,
در فراسوي جهان غرب،بر روي ماسه ها
On sand of pearls on Elvenland.
روي ماسه هاي مرواريد در سرزمين الفي.
Then in the doom gathered; darkness growing
آنگاه تاريكي فراهم آمد،تيرگي فزون شد
In Valinor, the red blood flowing
در والينور خون سرخ بر زمين ريخت
Beside the Sea, where the Noldor slew
در كنار دريا كه نولدور
The Foamriders, and stealing drew
كف سواران را كشتند
Their white ships with their white sails
و كشتي هاي سپيد را با بادبان هاي سپيد ربودند
From lamplit havens. The wind wails,
از بندرگاه هاي روشن از نور چراغ باد شيون مي كند
The wolf howls. The ravens flee.
گرگ زوزه سر مي دهد،غرابان مي گريزند
The ice mutters in the mouths of the Sea.
يخ در دهان دريا نعره مي كشد
The captives sad in Angband mourn.
اسيران غمگين در آنگباند مويه مي كنند
Thunder rumbles, the fires burn-
تندر مي غرد و آتش مي سوزد
And Finrod fell before the throne.
و فين رود در برابر سرير مي افتد
________________
جوون مرگ بشي اگه بدون ذكر منبع كپي كني!
سائورون ميرك وود هم خودمم
+ جنگجو : در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 20:15 |
متعلق است به گروهان: کتاب

 تقدیم به دوستداران ارباب حلقه ها

"مي‌رود راه پيوسته تا آن سو

از دري كو شد رهش آغاز

مي‌رود او تا كجا تا كو

من روان با او كنم آواز

ميروم من همره و همپو

تا به ديدار كلان راهي

ره همه اين، مقصد اما كو

چه بگويم جز نه و آهي ؟"

 

اين شعر رو بيلبو بعد از تولدش وقتي داشت شاير رو ترك مي‌كرد بعد از خداحافظي با گندالف خوند و به همراه سه دورف ديگه به راه افتاد.

 

"مي‌رود راه پيوسته تا آن سو

از دري كو شد رهش آغاز

مي رود او تا كجا تا كو

من روان با او كنم آواز

مي‌روم من همرهش خسته

تا به ديدار كلان راهي

ره همه اين، مقصد اما كو

چه بگويم جز نه و آهي"

 

و اينو فرودو  وقتي توي جاده داشتن با سام و پره گرين توك مي‌رفتن خوند و

 

"پي‌پين گفت: ((غلط نكنم، كمي شبيه شعرهاي بيلبوي خودمان است؛ يا خودت از روي شعرهاي او تقليد كرده‌اي؟ روي هم رفته زياد به آدم قوت قلب نمي‌دهد))"

 

متن‌هايي كه داخل (" ") قرار دارن عين متن كتاب هستن. اميدوارم خوشتون اومده باشه و در صورت كپي برداري ذكر منبع فراموش نشه لطفا.

+ جنگجو :لرد الروند ، پادشاه ايملادريس در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 19:0 |
متعلق است به گروهان: اخبار حلقه

سلام
2 سپتامبر روزي است كه بزرگ مردي كه حماسه آفريد و ملتي را با خواندن آثارش سرگرم و به فكر وادار كرد دار فاني را وداع گفت
بله در 2 سپتامبر سال 1973
نويسنده ي كتب ارباب حلقه ها و هابيت و..
حتما شما هم اين كتاب هارا خوانده ايد و لذت برديد
كتاب هاي نوشته شده توسط استاد زبان انگليسي جان رونالد روئل تاليكن
روحش شاد و يادش گرامي
+ جنگجو : در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 9:57 |
متعلق است به گروهان: دانستنیهای حلقه



سلام دوستان

آنگمار یا angmar نام قلمرو باستاني پادشاه جادو پيشه يا همون witch king بوده.

 

پس از شكست سائورون سايه او فرار كرد و منتظر فرصت براي قيام مجدد شد در اين زمان پادشاه جادوپيشه براي نابود كردن پادشاهي شمالي آرنور به فروچل آمد و سپس دژ كارن دوم (carn dum) را در پاي كوه ها بنا كرد.

آرنور واقع در اريادور بوده:

اريادور از ديرباز نام همه ي سرزمين هاي واقع در ميان كوه هاي مه آلود و كوهستان آبي بوده

قلمرو آرنور به سه قسمت تقسيم ميشود:

آرتداين،رودئور،كاردولان

كه همگي را شاه جادو پيشه تصرف كرد.

بعد ها كه پادشاه جادوپيشه آنگمار را ترك كرد و به موردور رفت اين قلمرو رو به ويراني گذاشت و بعد ها توسط آراگورن دوم نابود شد.

+ جنگجو : در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 23:40 |
متعلق است به گروهان: شخصیت ها

سلام
اول يه صلوات بفرستيد به Cache گوگل كه از طريق اون بيشتر مطالب حذف شده رو گير اووردم

پیش در آمد(یه همچین چیزی)

این مقاله رو نوشتم که برای کسانی که سیلماریلیون رو نخوندن یه تعریفی از والار و اسامی اونها باشه... بالاخره همه که سیلماریلیون رو نخوندن باید بدونن توش چیه؟ نه؟سعی کردم همه کلمات کلیدی مربوط به والار رو همین جا جمع آوری کنم.اين رو هم تقريبآ بيشترش رو خودم نوشتم پس كپي رايتو رعايت كنيد.

آهنگ آینور(مربوط به آینولینداله)

ایلوواتار یا ارو خدای یگانه ی جهان بود او ابتدا آینور را آفرید که ثمره ی اندیشه ی او بودند.ابتدا با آن ها سخن گفت و بر آن ها نغمه های آهنگ خواندن گرفت  و آینور در برابر وی خواندند و او شاد بود.اما زمانی دراز هر یک به تنهایی خواندند یا فقط تنی چند باهم , آنگاه ايلوواتار جمله ي آينور را فرا خواند و نغمه اي شگرف (عجب...اسمايلي تعجب) برايشان خواند و از چيز هاي بزرگ تر پرده برگرفت ;آنگاه او از آينور خواست نغمه اي كه برايشان آشكار ساخته را از نو بخواند.

آنگاه صداي آينور بلند شد(يعني آهنگ خوندند و ساز و چنگ و.. زدند!)زماني دراز آهنگ برملا بود تا اينكه ملكور بر آن شد كه پنداره هاي خود را كه با نغمه ي ايلوواتار هماهنگ نبود,با آهنگ در آميزد.آنگاه تعدادي از كساني كه در نزديكي او ميخواندند دل افسرده كرد و افكارشان پريشان گشت وآنگشان تزلزل پيدا كرد

اما گروهي اندك اندك آهنگ خود را با آهنگ او ساز كردند.آنگاه ناسازي ملكور بيش از پيش گسترش يافت

ناگهان ايلوواتار از جاي برخاست و آينور ديدند كه لبخند به لب دارد و او دست چپ خود را بالا برد و نغمه اي نو در ميان توفان آغاز گشت(منظور از توفان آهنگ ملكوره).

اما ناسازي ملكور رعدآسا از پيش درگرفت,تا آن كه بسياري از آينور هراسان از خواندن باز ايستادند,و برتري با ملكور بود.

آنگاه ايلوواتار دوباره برخاست و چهره اي دژم داشت و او دست راست خود را بالا برد و بنگر!

نغمه اي سوم از دل تشويش به در آمد....باز ملكور ناسازي كرد و آنگاه ارو هر دو دست خود را بالا برد,اهنگ باز ايستاد.

آنگاه ايلوواتار اومد بيرون و اينور از پي او روان شدند و ايلي اومد ائا (جهان مادي((زمين)) ) رو نشون آينور داد و آينور اومدند داخل اون جهان

اين جا رو از سيلماريليون كپي كردم

 

آينور

همون موجوداتي كه بالا ذكر شد ((از انديشه ايلوواتار بوجود آمدند و نخستين موجودات جهان بودند و به دو دسته ي والار و مايار تقسيم شدند))

والار

والار ۱۴ تن از آينور بودن كه از بقيه ي آينور قدرتمند تر بودند(البته سوسك سائورون  هم نميشدند)

والار به دو دسته ي والار و والير( يعني آينوري كه شكل زن و مرد گرفتند : والار مرد شكل ها و والير زن شكل ها)

آيا والار شكل فيزيكي داشتند؟

خير,والار براي فرزندان ايلوواتار(الف ها و آدميان)  نامرئي بودند بعد ها كه فرزندان ايلوواتار به دنيا آمدند آن ها خود را به شكل آن ها در آوردند ::تعدادي شكل مونثات شدند " تعدادي شكل مذكرات شدند:: در واقع آينور زن و مرد نداشتند و بسته به آن شكلي كه انتخاب ميكردند تا ابد همانگونه باقي مي ماندند

 

كدام آينو ي بزرگ را والا به حساب نمي آورند؟

ملكور آينوي بزرگ شورشي را والا به حساب نياوردند به دليل مخاصمه اي كه با ديگر والار داشت...او بزرگترين و قويترين آينو بود.پيش بيني شده در داگور داگورات از پاي در مي آيد

گنده لات والار كه بود؟

مانوه سوليمو معروف به بچه پررو و تخس گنده لات والار بود.او ارباب الكي هواست او با واردا النتاري پيوند زناشويي بست . تخت پادشاهي او در تانيكوئيل بزرگترين كوه آردا بنا شده...

بقيه ي والار:

اولمو : اولمو ارباب آبهاست. او کمتر به شکل مرئی در میان مردم قدم برمیداره. او در دریای حائل ( ایکایا ) ساکن است و بعد از مانوه قدرتمندترين والا است.

آئوله : آئوله صنعتگر همسر واردا کمنتاری و ارباب تمام موادی هست که در آردا وجود دارند. او به وجود آورنده خشکی ها و جواهرات است.و دو فانوس مقدس توسط او بوجود آمده اند

ماندوس : ماندوس برادر لورین و نیینا و همسر ویره بافنده و یکی از فیانتوری ها ( ارباب های جان ها ) است. او از تمامی اتفاقاتی که در آردا اتفاق میافتد باخبر است و آنها را در سرنوشت های مختوم خود قید میکند. ارواح تمام الف ها و ( شاید ) انسانها و دورف ها  نزد او میروند تا او درمورد کرده هایشان قضاوت کند.

اورومه : اورومه همسر وانای همیشه جوان و ارباب جنگل ها است. او شکارچی تمام موجودات اهریمنی است. همچنین او اولین والایی بود که الف ها را دید و به راهنمايي اشان پرداخت.او سرزمين ميانه را دوست دارد.

لورین : لورین برادر ماندوس و نیینا و همسر استه است.باغ های او محل شفا بخشی مردم آرداست. جایی که حتی والار در آنجا غم دنیا را به فراموشی میسپارند.نام ديگر او ايرمو است.

تولکاس : تولکاس آستالدو همسر نسا و قهرمان والار و آخرین والاییست که به آردا آمد. او دشمن اصلی ملکور است. او همیشه می خندد حتی در جنگ با ملکور.اينم خيلي شاخه

اين مطلب رو يه جاهاييش رو كپي كرده بودم

بقيه والير:

واردا : واردا النتاری همسر مانوه سولیمو است. او پدید آورنده ستارگان و روشنایی هاست. الفها او را بیشتر از باقی والار دوست دارند.

یاوانا : یاوانا کمنتاری همسر آئوله صنعتگر و  تدبیر گر تمام موجودات زنده آردا بجز فرزندان ایلوواتار و آئوله است. او برای حفاظت از درختان انت ها را تدبیر کرده است.

نیينا :او خواهر لورین و ماندوس است. او غمخوار تمامی آرداست. خانه او در منتهی الیه غرب آردا قرار دارد.

استه : استه همسر لورین است.نام او به معني آسايش است

وايره بافنده : وايره بافنده همسر ماندوس است.

نسا : نسا همسر تولکاس و خواهر اورومه است.

وانا:واناي همیشه جوان خواهر یاوانا کمنتاری و همسر اورومه است. او باعث شکوفایی بیشتر آرداست.

آراتار كه هستند؟

از ميان اين چهارده تن هفت نفر از همه قدرتمند تراند كه به آنان آراتار مي گويند

آراتار عبارتند از:مانوه و اوملو و آئوله و ماندوس و واردا و ياوانا و نيينا.

والار در كجا زندگي مي كنند؟

والار در غرب در سرزمين والينور واقع در پشت كوه هاي پلوري زندگي ميكنند كه چندين بار مورد حمله ي ملكور قرار گرفته است.

كپي رايت by سائورون كبير و aragorn9.blogfa.com


+ جنگجو : در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 23:18 |
متعلق است به گروهان: دانستنیهای حلقه

 سلام خدمت دوستداران ارباب حلقه‌ها

 

در شوراي الروند وقتي گندالف اعلام كرد كه حلقه‌اي كه در دست فرودوست همان حلقه يگانه است يكي از الف ها از او خواست تا دلايل اين حرف خود را براي كساني كه نمي دانند بيان كند و او در جواب گفت: " از سرنوشت سه حلقه الف ها خبر داريم."

موضوع اين پست اينه كه ببينيم حلقه هاي الف ها كجاست يا دست كيه كه گندالف گفت از اونها خبر داريم. (البته چون موضوع اين پست فقط اين جمله بود به همين خاطر ادامه جواب گندالف رو ننوشتم)

 

حلقه هاي الف ها عبارت بودند از: حلقه ويليا ، حلقه ناريا و حلقه ننيا

 

lord elrond

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حلقه ويليا (حلقه آب) در دستان لرد الروند بود كه گيل گالاد اون رو به لرد الروند داد.

 

 

 

 

gandolf

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حلقه ناريا (حلقه آتش)در دستان گندالف بود كه وقتي به سرزمين ميانه وارد شد سيردان كشتي ساز اين حلقه رو به اون داد.

 

 

 

galadriel

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و حلقه ننيا (حلقه هوا) در دستان بانو گالادريل بود كه در سال 1693 دوران دوم كلبريمبور صنعتگر الفي كه پسر كوروفين، پسر عموي گالادريل بود حلقه ننيا را به او داد.

 

 

 

و اين بود سرنوشت حلقه‌هاي قدرت الف ها

 

اميدوارم كه از مطلب بالا خوشتون اومده باشه. در ضمن به همكار جديدمون جناب ائومر هم خوش آمد مي‌گم.  

+ جنگجو :لرد الروند ، پادشاه ايملادريس در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 16:55 |